نامه چهل و نهم
سلام به بهترین و قند عسل ترین پسر دنیا که الان پیش مامانی نشست و هی به لپ تاپ دست می زنه جیک جیک ما دیشب که مامانی و بابایی مشغول صحبت بودن خودش پا شده بود و داشت راه می رفت بابایی سعی کرد به روی گل پسر نیاره تا ادامه بده اما مامانی نتونست و با اظهار هیجان گل پسر نشست زمین قربون اون راه رفتن بشم خدایا شکرت دیشبم توي مرکز خرید دست مامانی و بابایی رو گرفته بود و راه میرفت خدایا به خاطر همه این نعمتای قشنگ و لحظه های زیبایی که بهمون دادی ازت ممنونیم خیلی خیلی دوست داریممم
آخی جانم الانم وایساده کنار مامان می خواد به موهای مامان تل بزنه جااااااننننن مامان قربونت بره خیلی عاشقتم عاشق تو و بابای دوست داشتنی
دیروز خاله حمی اومده بود پیشمون گل پسر دست خاله رو گرفته که باید منو ببری بیرون و هی خاله رو می کشید دم در جانم خاله هم دستش درد نکنه نیم ساعتی از دانشگاهش زد و گل پسرو توی خیابون چرخونده
بابای دوست داشتنی الان توی راهه اون خیلی برای ما زحمت میکشه باید قدر زحمتاشو بدونیم و ازش تشکر کنیم میدونی مامانی بهترین تشکر‘ قدر دانیه اینکه ما متوجه باشیم که دیگران از روی دوست داشتنشون به ما محبت میکنن و ما هم هر وقت که از دستمون بر میاد حتی اگه یه کمک کوچک هم باشه بهشون کمک کنیم
بهترین من همیشه بهترین باش


نامه چهل و نهم
