نامه چهاردهم
سلام به گل پسر مامان قربون اون نگاه كردنت برم دلم برات حسابي تنگ شده دلم نمي يومد ازت جدا بشم صبح خاله اومد كه پيشت بمونه اخه مامان بزرگ دوست داشتني سرماخورده خدا كنه پيش خاله غريبي نكني.
ديشب خونه خاله اينا بوديم تو با اينكه حالت خوب نبود و سرما خورده بودي اما خيلي خيلي خوششحال بودي خدارو شكر كه به قندعسل مامان خوش گذشته
عزيزيم مامانو ببخش كه سرماخوردگيشو به تو هم داد خيلي سعي كردم كه نگيري اما نشد ديروز كه سرفه ميكردي جيگرم كباب مي شد خدارو شكر كه بهتري اين هفته همش با سرماخوردگيه مامان و بابا گذشت ابشائلله كه از اين به بعد سلامتي و خوشحالي باشه
ديشب تولد نانا هم بود اما بخاطر 21 ام جشني نگرفتيم نانا از كادويي كه بهش داديم خيلي خوشش اومد مرسي كه با مامان اومدي و توي انتخاب به مامان كمك كردي قربون پسر خوش سليقم برم كه مثل باباي دوست داشتنيش خيلي خيلي با سليقس
اين هفته قرار بود بريم شمال كه با اين مريضي نشد حيف كاش به زودي موقعيتي پيش بياد كه بريم
ماماني دعا كن زودتر ظهر بشه آخه امروز دلم خيلي هواتو كرده ميخوام زودتر بيام پيشت خيلي خيلي دوست داريممممممممممممم
اينم توپ هوراد


نامه چهاردهم
