هورادهوراد، تا این لحظه: 15 سال و 11 ماه و 10 روز سن داره

هوراد جوانمرد نیک

نامه نوزدهم(سرماخوردگی بابابزرگ)

1390/6/8 10:35
374 بازدید
اشتراک گذاری

دیروز من و بابايی با گل پسر لباس پوشيديم و آماده رفتن به عكاسي براي انتخاب عكسا شديم كه به فكرمون رسيد قبلش به بابابزرگ يه سريي بزنيم كه ديديم بابابزرگ حالش خوب نيست ببخشيد پسرم كه مجبور شديم تورو بذاريم پيش مامان بزرگ و بابابزرگو ببريم دكتر آخه ترسيديم توهم خداي نكرده مريض بشي وقتي برگشتيم تو تازه خوابيده بودي براي همين بيدارت نكرديم و با بابايي دوديم رفتيم و عكاسي و اومديم اما تو انگار فكر كردي تنهات گذاشتيم كلي گريه كرده بودي حتي وقتي من بغلت كردم بازم ساكت نمي شدي عزيزم من و بابايي عاشق توئيم هيچوقت تنهات نميذاريم

راستي يادم رفت بم يكي از خاله ها همكار مامان برات يه تي شرت و شلوار خوشگل برات هديه داد ديروز كه تنت كردم كلي كيف كرديم هوراد بگو مرسي خالهههههههههه

امروز با ترس و لرز گذاشتمت پيش مامان بزرگ خدا خودش از همه مريضيا حفظت كنه 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)