نامه چهل و یکم (اومدن عمویی و زن عموی دوست داشتنی)
سلام و صد سلام به شاپرک کوچولو پسر قشنگم الان توی خواب نازه البته تو ننوی مامان بزرگ خوابای شیرین ببینی عسلم. مامانی که اومد خونه قبل از اینکه بره سراغ دوست داشتنی ترین پسر دنیا با سرعت نور به تمیز کردن خونه و آماده کردن وسایل پذیرایی مشغول شد و نفهمید که چطور نیم ساعت گذشت که یه دفعه با زنگ تلفن موبایل به خودش اومد,مامان بزرگ پشت خط با صدای خسته که تهشم به عصبانیت میزد گفت که چرا دیر کردی؟مامانی با سرعت پرید خونه مامان بزرگ و معلوم شد که گل پسر ماما بزرگو مجبور کرده که بغلش کنه و راه ببره راستش مامانی این روزا نمیدونم جائیت درد میکنه یا عادت کردی همش مامان بزرگو مجبور میکنی بغلت کنه اون طفلکم با اون سنش واقعا خسته میشه امروز م...
نویسنده :
مامان و باباي هوراد
14:22


